فرار نکنید!

 روزی شاگردی به استاد خویش گفت: استاد! می‌خواهم یکی از مهم‌ترین خصایص انسان‌ها را به من بیاموزی؟ استاد گفت: واقعاً می‌خواهی آن را فرا گیری؟ شاگرد گفت: بله، با کمال میل. استاد گفت: پس آماده شو با هم به جایی برویم. شاگرد قبول کرد. استاد، شاگرد جوانش را به پارکی که در آن کودکان مشغول بازی بودند، برد. استاد گفت: «خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن.»

مکالمات بین کودکان به این صورت بود:
– الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی.
– نخیر، الان نوبت توست که دنبالم بدوی.
– اصلا چرا من هیچ وقت نباید فرار کنم؟
و حرف هایی از این قبیل.
استاد ادامه داد: همان طور که شنیدی، تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند. انسان نیز این گونه است. او هیچ گاه حاضر نیست با شرایط موجود روبرو شود و دایم در تلاش است که از حقایق و واقعیات زندگی خود فرار کند و هرگز کاری برای بهبود زندگی خود انجام نمی دهد. تو از من خواستی که یکی از مهم ترین ویژگی های انسان را برای تو بگویم و من آن را در چند کلام خلاصه می کنم: «تلاش برای فرار از زندگی».

متاسفانه بسیاری از داوطلبان نیز این گونه رفتار می کنند و به جای مبارزه با مشکلات و تحمل سختی ها از زندگی فرار می‌کنند. آنها می‌گویند که نمی‌دانیم چرا این روزها خوابمان بیشتر شده است؛ اما واقعیت این است که تمایل آنها به خوابیدن بیشتر شده است و آنها به طور ناخودآگاه تلاش می‌کنند که با خوابیدن، ناتوانی‌ها و کوتاهی‌های خود را فراموش کنند و از آنچه در پیش دارند فرار نمایند؛ پس اولین قدم، این است که از زندگی فرار نکنیم و مسؤولیت زندگی خود را با همه دشواری‌ها و سختی‌هایش پذیرا باشیم. 

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

رفتن به بالا