ترس، خوش بینی، شجاعت


  ترس، خوش بینی، شجاعت

برای داشتن درکی درست از شجاعت، لازم است احساسی را که ترس نامیده می شود، به خوبی بشناسیم. در انسان اساسا دو نوع ترس وجود دارد. نخستین نوع ترس، ترس واقعی است که در نتیجه ی خطرات واقعی ایجاد می شود و این نوع ترس، که برای بقای تمام جانداران ضروری است، واکنش طبیعی بدن در برابر خطرات است که همراه ترشح آدرنالین در خون، بروز می یابد. هنگامی که کسی در شب از کوچه ی خلوت و تاریکی عبور می کند، ترس از این که مبادا دزدی از پشت سر به او حمله کند، باعث می شود که واکنشهای او سریعتر، متمرکزتر و نیرومندتر شود؛ به این ترتیب او برای دفع سریع خطر آماده می گردد.

 

مسلما در مورد ابعاد جسمانی ترس– یعنی افزایش آدرنالین در خون که ریشه در سابقه ی ما قبل تاریخی انسان دارد و باعث بروز واکنشهای جسمانی دیگری می گردد (طپش شدید قلب، نفس نفس زدن و …) کاری از دست ما ساخته نیست و تداوم این واکنشها آسیبهای جدی به بدن وارد خواهد کرد.

اگر چه ترس واقعی واکنش طبیعی و غریزی بدن نسبت به خطرات واقعی به شمار می رود، غالبا شدت ترس با میزان خطرات احتمالی تناسبی ندارد. به دلیل این که ترس، واکنش غریزی نیرومندی است، ما نمی توانیم آن را در خودمان از بین ببریم، بلکه، کاری که از دست ما بر می آید، عبارت است از مقابله با تاثیرات منفی و تداوم یابنده ترس بر روی خودمان.

قبل از اینکه این مسئله را بیشتر توضیح دهیم، اجازه دهید، دومین نوع ترس– یعنی ترسهای خیالی را هم مورد بررسی قرار دهیم. باید گفت که ترسهای خیالی ناشی از سوءادراک و فرمانهای اشتباهی است که از ذهن ما صادر می شود. زندگی انسانهای زیادی تحت احساس فشار و اضطرابی دائم با ریشه هایی ناشناخته است. برخی دیگر، درگیر فوبی یا ترس اغراقی و افراطی از چیزی هستند که آن را خطرناک می پندارند. در همه ی این موارد، آنچه که باعث تباهی زندگی می شود چیزی نیست جز، ترسهای خیالی.

معمولا، ترسهای خیالی مستقیما، ( و گاهی به طور غیر مستقیم)  ریشه در خود پنداری ضعیف و نارسای میتلایان دارد، به عبارت دیگر به دلیل این که "من" یا اعتماد به نفس این افراد به آن اندازه قوی نیست که بتوانند با مشکلات پیچیده ی زندگی مدرن امروزی، مقابله کنند، واکنش طبیعی آنان به این موقعیتها، احساس استرسی است که در شکل اضطراب و ترسهای خیالی جلوه گر می شود. در واقع، اگر "من" کسی در برابر مشکلات زندگی از خود ناتوانی نشان دهد، اضطراب (ترسهای خیالی) همواره آماده ی حمله و تسخیر وجود او خواهد بود. معمولا هم، ریشه یک من ضعیف و نارسا را می یابد در دوران کودکی و تربیت ناقص والدین او، جستجو کرد.

همانطور که قبلا نیز اشاره کردیم، ترسهای خیالی ناشی از سوءادراک ما هستند. شبی که شما قصد دارید به بیرون بروید، با باز کردن در حیاط منزلتان، به محض این که با سگی رو به رو می شوید که آماده ی حمله و گاز گرفتن شماست. فوری خودتان را عقب کشیده و درب را می بندید. اما وقتی صدایی از سگ به گوش نمی رسد، با نگاهی دوباره به بیرون متوجه می شوید که اصلا سگی وجود نداشته است، بلکه شما کپه ای از ات و آشغال را که جلوی منزلتان ریخته است، با سگ اشتباه گرفته اید. در اینجا، به دلیل این که شما انتظار رو به رو شدن با آن آت و آشغالها را نداشته اید، ذهنتان آن کپه ی آشغال را نشناخت و شما را در حالت دفاع از خود قرار داد و در نتیجه، تمام واکنشهای مربوط به ترس از سگ، در شما ایجاد شد.

ماجرای فوق، یک نمونه ی فرضی از نقش سوء ادراک در ایجاد ترسهای خیالی بود. اما در زندگی واقعی، ترسهای خیالی مشکلات بسیار مهمتری برای انسان ایجاد می کنند. عده ای ممکن است معتقد باشند، از آنجا که ریشه ی بسیاری از مشکلات ما ناشی از ترسهای خیالی است، و ترسهای خیالی نیز خود در اثر سوء ادراک ایجاد می شوند، چون سوء ادراکها خیلی زود برطرف می شوند، پس ترسهای خیالی نیز به دنبال آن سریعا باید از بین بروند. در جواب اینان باید گفت که همیشه این طور نیست، زیرا، اغلب سوء ادراکات ما، توسط والدین یا سایر بزرگسالان ذی نفوذ، در دوران کودکی ما بنیان نهاده شده اند و به همین دلیل ریشه ی آنها در بطن ناخودآگاه ما نفوذ کرده است.

اعتقادات، باز خوردها و نوع نگرش ما به اشیاء، همان منابع ادراکی ما به شمار می روند. برخی از این منابع، در جهت صحیح خود قرار دارند ولی برخی دیگر، این گونه نیستند. در واقع، تمام آنچه را که ما حقیقت می پنداریم، به نحوه ی ادراک ما از آنها و یا به عبارت بهتر به سیستم اعتقادی ما بستگی دارد؛ برخی از اجزای سیستم اعتقادی انسانها نیز به سختی تغییر می پذیرند. به عبارت دیگر، می توان این گونه گفت که هر چه که در شکل واقعی خود روی می دهد، از نقطه نظر ادراکی افراد مورد تعبیر و تفسیر قرار می گیرد، ادراک افراد نیز تحت تاثیر خلق و خوی، عواطف، سن، محیط، و حتی آب و هوا قرار دارد، به همین دلیل، حتی دو نفر را نمی توان یافت که یک واقعه را کاملا مشابه به هم و بدون هیچ تفاوتی، درک کنند.

تجدید نظر در مورد ترسهای خیالی و تبدیل کردن آنها به انتظارات مثبت، باعث افزایش آگاهی و اعتماد به نفس مبتلایان به این گونه ترسها می شود. افزایش اعتماد به نفس نیز به نوبه ی خود واکنشهای افراطی آنها را نسبت به موقعیتهای نه چندان ترس آور، تقلیل می دهد. علاوه بر بالا بردن اعتماد به نفس، طرق دیگری نیز برای مقابله با ترسهای خیالی، وجود دارد که برای توضیح آنها، لازم است که با استفاده از اصل تضاد، معنی کلمه ی ترس را بیشتر بشکافیم.

ترس یک انتظار منفی است و خوش بینی یک انتظار مثبت. بنابراین، این گونه نتیجه گیری می کنیم که ترس و خوش بینی، هر دو نوعی انتظار هستند که ماهیتشان یکی است ولی از نظر شدت و اندازه از همدیگر متفاوتند. به عبارت دیگر، می توان گفت که ترس انتظاری منفی است که ما در طی آن، انتظار وقوع یک واقعه ی ناخوش آیند را می کشیم.

بدین گونه، با شناختی که در مورد ماهیت ترس پیدا می کنیم، دیگر با ترس به راحتی کنار خواهیم آمد و فقط کافی خواهد بود که انتظارات منفی خودمان را به انتظارات مثبت تبدیل کنیم. این کار چندان مشکل نیست و با کمی تمرین و گوش دادن به قسمت دوم سی دی دوم در سطح آلفا قرار بگیرید و هنگامی را که بر سر امتحان کنکور حاضر می شوید احساس ترس نکنید.

تغییر نگرش در مورد احساساتی از قبیل ترس و احساسات منفی دیگر، به ما کمک می کند که این احساسات را تحت کنترل خودمان قرار دهیم تا با داشتن احساساتی مثبت، همواره در انتظار اتفاقات مثبت باشیم و همانطور که دیدیم، انتظاری مثبت همچون خوش بینی در کاهش انتظارات منفی ترس، بسیار موثر است.

شاید شما معتقد باشید که متضاد ترس، شجاعت است نه خوش بینی، اما باید گفت که این گونه نیست. چرا که ما زمانی می توانیم از شجاعت سخن برانیم که بر ترس غلبه کرده باشیم و در واقع بدون وجود ترس، شجاعتی هم در میان نخواهد بود. از طرف دیگر، اگر شما به دنبال علل ترسهای خود بگردید، به نتیجه ای دست نخواهید یافت، زیرا ترس مفهومی انتزاعی و ذهنی است؛ اما اگر شما به دنبال راههایی برای مقابله با این احساس منفی در خودتان باشید، مطمئنا آنها را خواهید یافت.

از آنجا که ترس و خوش بینی هر دو اموری تصوری هستند، هر دو در حیطه ی کنترل ذهن قرار دارند. بنابراین، شما می توانید ترستان را از طریق تغییر دادن آن به خوش بینی، کنترل کنید و این تکنیک بسیار موثری در مقابله با ترس است.

ترس واقعی یکی از غرایز طبیعی انسان است. اگر ما ترس را از زندگی یک فرد خارج سازیم، در حق او ظلم کرده ایم. چون که ترس در دور کردن انسان از خطرات و آسیبهای احتمالی نقش عمده ای دارد ایفا می کند. اما ترسهای خیالی و غیر منطقی، جلوی رشد و تکامل انسان را می گیرند. بنابراین، قبل از مقابله با ترس، بهتر است که نوع آن را مشخص ساخت و اگر ترس، ضروری و منطقی و توام با واکنش جنگ یا گریز نباشد، آن را خنثی ساخت. 

ترس و شجاعت هر دو اموری تصوری و ذهنی هستند.

برای مقابله با ترس از امتحان کنکور که از ترسهای خیالی محسوب می شود باید وارد سطح آلفا شوید. که در سی دی دوم قسمت دوم آن می توانید تمام ترس از کنکور را از بین ببرید.

شماره تماس جهت مشاوره و برنامه ریزی رایگان : ۰۹۱۲۱۹۶۴۵۲۵

 

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

رفتن به بالا